تبلیغات
سیاسی ورزشی

دریاچه ارومیه: کمکم کن!

تاریخ:دوشنبه 14 شهریور 1390-11:02 ق.ظ

 

کارشناسان وضعیت دریاچه ارومیه را در سال 90 بحرانی ارزیابی کرده و احتمال خطر بروز سونامی نمک را پیش بینی می کنند و این درحالیست که دریاچه ارومیه همچنان گرفتار جلسات غیر تخصصی است.

وضعیت دریاچه ارومیه در حالی به سوی بحرانی تر شدن می رود که در خصوص ابعاد این بحران زیست محیطی توسط نخبگان، دانشگاهیان و علما هشدارهای زیادی داده شده است.

علیرغم تمامی این تاکیدات و نگرانی ها بسیاری از سازمان هایی که مسئولیت رسیدگی به وضعیت این دریاچه را دارند دچار روزمرگی شده و با تشکیل جلسات و همایش های بی نتیجه وقت هدر می دهند.

وزارت نیرو از جمله سازمان هایی است که با اتلاف زمان و انرژی در سال 89 نزدیک به چهار میلیارد ریال برای برگزاری همایش ها هزینه کرده در حالیکه این رقم می توانست با همکاری افراد متخصص جلوی بحرانی تر شدن اوضاع دریاچه را بگیرد.



پیش بینی های کارشناسان حکایت از آن دارد که میزان بارش در سال جاری در حوزه آبخیز دریاچه ارومیه کاهش چشمگیری خواهد داشت و با توجه به افزایش دمای این حوزه، میزان تبخیر آب دریاچه افزایش می یابد.

با در نظر گرفتن کاهش آب های ورودی به علت احداث سازه های انسانی، این دریاچه در سال 90 در بحرانی ترین وضعیت خود قرار خواهد گرفت.

سازمان های متعددی در طی سال های گذشته قول اقدامات سریع از جمله آب رسانی ،اصلاح الگوی کشت، بارور سازی ابرها و .... داده اند اما بررسی شرایط نشان می دهد که برخی از این اقدامات حتی شروع نشده اند.

وضعیت این دریاجه در حالی به سوی بحرانی تر شدن می رود که در خصوص ابعاد این بحران زیست محیطی، توسط نخبگان، دانشگاهیان و علما هشدارهای زیادی داده شده اما متاسفانه مسئولان ذی ربط بی توجهی نشان دادند و سعی کردند با دستور دادن برگزاری جلسات بی نتیجه غیر تخصصی، آمارسازی و ... موضوع را حل کنند.



به عقیده کارشناسان خشک شدن این دریاچه بر روی زندگی روز مره ساکنان مناطق غربی کشور تاثیر مستقیم دارد و در صورت ادامه یافتن شرایط فعلی بدون شک شاهد سونامی نمک، خشک شدن مناطق کشاورزی، شیوع بیماری های مختلف در این منطقه خواهیم بود.

انتظار می رود با توجه به شرایط ویژه فعلی شهروندان مسئولان پیگیر جدی موضوع احیا دریاچه باشند و با تمام وجود و به وسیله ای که می توانند به احیای دریاچه کمک کنند.

شهروندان باید به یاد داشته باشند که در صورت از دست دادن این سرمایه خدادی در طول آینده باید پاسخگوی فرزندان خود باشند.

حل این مسئله نیازمند تکنولوژی های جدید بوده و دنیا در روش های جدید باروری ابرها پیشرفت های چشمگیری داشته و به کمک این روش ها می توان این مشکل را مدیریت کرد.



در حال حاضر به کمک تیمی از نخبگان و اساتید دانشگاه تبریز، امکان بومی سازی این تکنولوژی فراهم شده و با استفاده از این روش ها در کوتاهترین زمان ممکن و با تامین سه تا پنج میلیارد متر مکعب آب برای این حوزه می توان مشکل را مدیریت کرد که در این خصوص کارشناسان و متخصصان تبریزی پیشنهادی تقدیم وزارت نیرو شده است.

انتظار می رود که مسئولان با اعتماد دوباره به جوانان و نخبگان و ایجاد فرصت دوباره برای حضور آنها امکان مدیریت وضعیت فعلی را به آنها بدهند.



مطمئنا مدیریت این بحران طبیعی به کمک نخبگان می تواند الگوی مناسبی برای آینده باشد.


 

مدیرکل حفاظت محیط زیست آذربایجان غربی گفت: با ادامه روند فعلی بحران زیست محیطی دریاچه ارومیه تا سه سال آینده کاملا خشک و نابود می‌شود.

حسن عباس نژاد پیش از ظهر یکشنبه با اشاره به پیش بینی کارشناسان در سال 78  مبنی بر خشک شدن دریاچه ارومیه تا 15 آینده افزود: متاسفانه این پیش بینی در حال تحقق است و با وضعیت فعلی باید تا سه سال آینده و در حالت خوش بین تا پنج سال آینده شاهد نابودی این زیست بوم با ارزش خواهیم بود.

وی با هشدار جدی نسبت به مرگ دریاچه ارومیه افزود: هم اکنون این تالاب ارزشمند روزهای بسیار بحرانی را طی می‌کند و ادامه این روند مشکلات زیست محیطی زیادی را برای منطقه به ارمغان خواهد آورد.

60 درصد دریاچه ارومیه به شوره زار تبدیل شده است

مدیر کل حفاظت محیط زیست آذربایجان غربی از خشک شدن کامل 60 درصد دریاچه ارومیه خبرداد و گفت: در  حال حاضر به دلیل بالا بودن تبخیر بالای آب 60 درصد از مساحت این دریاچه شامل سه هزار هکتار خشک و تبدیل به شوره زار شده است.

عباس نژاد میزان غلظت نمک دریاچه ارومیه را بالای 360 گرم بر لیتر عنوان کرد و بیان داشت: متاسفانه عمیق ترین نقطه دریاچه ارومیه در حال حاضر دو متر آب دارد.

آرتمیای دریاچه ارومیه از بین رفته است

وی با بیان اینکه اکسیژن محلول در آب دریاچه ارومیه به شدت کاهش یافته است اظهار داشت: این امر موجب شده است حیات تنها موجود زنده این تالاب آرتمیا ارومیانا با خطر جدی مواجه شود به گونه‌ای در حال حاضر میزان آرتمیا در آب دریاچه ارومیه به صفر رسیده است.



عباس نژاد با اشاره به اینکه تمامی جزایر دریاچه ارومیه به هم چسبیده‌اند گفت: سواحل این دریاچه نیز به خشکی متصل شده است.

میزان آب ورودی به دریاچه ارومیه به صفر رسید

این مسئول تبخیر بسیار بالای آب، کاهش شدید آب ورودی به دریاچه، شرایط اقیلمی منطقه، کاهش نزولات آسمانی، عدم استفاده اصولی از منابع آب زیرزمینی به همراه عوامل انسان ساز را از اهم دلایل بحرانی شدن دریاچه ارومیه دانست و افزود: براساس پیش بینی کارشناسان و با توجه به افزایش شش تا پنج درجه‌ای دمای هوا در سالجاری دریاچه ارومیه تا سه یا پنج سال آینده کاملا نابود و از بین خواهد رفت.

عباس نژاد در خصوص اقدامات صورت گرفته توسط مسئولان استانی و کشوری برای نجات این تالاب ارزشمند خاطرنشان کرد: با توجه به وضعیت بحرانی دریاچه ارومیه و حساسیت ویژه رئیس جمهوری کشورمان قوی ترین کارگروه نجات دریاچه ارومیه و مدیریت بحران در کشور تشکیل شده است.

وی اضافه کرد: بر اساس برنامه ریزی‌های این کارگروه مصوب شد ستاد مدیریت بحران دریاچه ارومیه تشکیل و اقدامات عملی برای برون رفت از این بحران تدوین و اجرایی شود.


اعتبار 40 هزار میلیارد ریال دریاچه ارومیه  به 18 هزار میلیارد ریال کاهش یافت

وی یادآور شد: در این راستا سند مدیریت راهبردی برای دریاچه ارومیه امضا و پروژه‌های زیادی با صرف اعتباری بالغ بر 40 هزار میلیارد ریال از محل اعتبارات ملی (ماده 10) با همکاری وزارت نیرو، وزارت جهاد کشاورزی و سازمان حفاظت محیط زیست تعریف شد.

عباس نژاد خاطرنشان کرد: بر اساس ارزیابی اولیه مشخص شد برخی پروژه‌های تعریف شده از سالهای قبل دارای کد و ردیف اعتباری از محل اعتبارات ملی و استانی بودند که در نهایت مقرر شد این طرح‌ها با تزریق و افزایش اعتبارات روند قبلی خود را طی و از میان طرح‌های این ستاد حذف شوند که این امر منجر شد اعتبار 40 هزار میلیارد ریال به 18 هزار میلیارد ریال کاهش یابد.

مدیرکل حفاظت محیط زیست آذربایجان غربی در ادامه گفت: طرح‌های پیش بینی شده توسط کارگروه ویژه نجات دریاچه ارومیه در سه محور شامل صرفه جویی دو میلیارد مترمکعب آب در سال و تزریق این آب طی مدت زمان پنج ساله به دریاچه ارومیه، افزایش آب در سطح حوزه آبریز دریاچه ارومیه از طریق اجرای طرح‌های مختلف از جمله بارور کردن ابرها، انتقال آب بین حوزه ای، افزایش راندمان آبیاری، تغییر الگوی کشت وافزایش آب‌های زیرزمینی بحث و به تصویب رسید.

عباس نژاد طرح بارور کردن ابرها را یکی از بهترین گزینه‌ها برای نجات دریاچه ارومیه از وضعیت بحرانی دانست و اظهارداشت: با اجرای این طرح راندمان بارش 15 تا 20 درصد افزایش می‌یابد.

سالانه 3.1 میلیارد مترمکعب آب به دریاچه ارومیه منتقل شود

مدیرکل حفاظت محیط زیست آذربایجان غربی در بخش دیگری از سخنان خود با بیان اینکه دریاچه ارومیه برای رسیدن به تراز اکولوژیک سالانه به 3.1 میلیارد مترمکعب آب نیازدارد اظهارداشت: هم اکنون میزان آب تولیدی حوزه آبریز دریاچه ارومیه هفت میلیارد مترمکعب است که نهادهای متولی نجات دریاچه ارومیه موظف شده‌اند این آب را مدیریت کرده و سالانه 3.1 میلیارد مترمکعب از این آب را به دریاچه ارومیه منتقل کنند.



وی اجرایی شدن این امر را مسنلزم نرمال بودن شرایط اقلیمی و میزان بارندگی در منطقه دانست و افزود: اجرای این طرح‌ها تنها می‌تواند دریاچه ارومیه را به تراز اکولوژیک 1274.1 برساند و برای نجات دریاچه ارومیه از وضعیت فعلی طرح‌های دیگری نیز در دستور کار قرار دارد.

عباس نژاد یادآورشد: در این راستا این طرح براساس میزان توسعه، جمعیت و اراضی کشاورزی استانهای حوزه آبریز دریاچه ارومیه میزان حق آبه هر استان مشخص و براساس دستورالعمل خاص به مرحله اجرا در می‌آید.

متولی اصلی دریاچه ارومیه آذربایجان غربی است

عباس نژاد متولی اصلی دریاچه ارومیه را استان آذربایجان غربی اعلام کرد و گفت: سهم آذربایجان غربی از تامین 3.1 میلیارد مترمکعب آب یک میلیارد و 900 مترمکعب است.

وی با بیان اینکه متاسفانه بحران فعلی دریاچه ارومیه در طی 15 سال گذشته رخ داده است گفت: طرح‌های مذکور به محض ابلاغ از سوی ستاد و کارگروه نجات دریاچه ارومیه اجرایی می‌شود ولی نباید انتظار داشت این تالاب ارزشمند در عرض یک یا دو سال از حالت بحرانی خارج شود.

کاهش 20 میلیارد مترمکعب آب دریاچه ارومیه

این مقام مسئول کل آب موجود دریاچه ارومیه را در شرایط نرمال 34 میلیارد مترمکعب عنوان و خاطرنشان کرد: در این مدت 20 میلیارد مترممکعب آب دریاچه ارومیه از بین رفته است و برای جبران کم آبی به همان میزان آب نیاز است.



مدیر کل حفاظت محیط زیست آذربایجان غربی کاهش نزولات آسمانی را مهمترین دلیل خشک شدن دریاچه ارومیه دانست و افزود: عوامل انسان ساز 30 درصد در بروز بحران خشک شدن دریاچه ارومیه تاثیر دارد.

توسعه استان باید با اولویت حفظ محیط زیست صورت گیرد

عباس نژاد در پاسخ به سوالی در خصوص تاثیر صنعت سد سازی در بروز شرایط بحرانی دریاچه ارومیه جواب داد: ظرفیت سد‌های استان یک میلیارد و 700 مترمکعب است و در سالهای آینده این میزان به چهار میلیارد مترمعکب افزایش می‌یابد.

مدیرکل حفاظت محیط زیست استان در نشست تخصصی خود با خبرنگاران در خصوص وضعیت دریاچه ارومیه به تغییر رنگ و قرمز شدن دریاچه ارومیه نیز اشاره کرد و علت بروز این پدیده را رشد جلبک دونالیلا سالینا و تشرح ماده قرمز رنگ کاروتن اعلام کرد.

اظهارات این مقام مسئول و هشدارهای جدی در خصوص بحران دریاچه ارومیه در حالی عنوان می‌شود که این تالاب ارزشمند از سال 76 روند خشک شدن را سپری می‌کند.

ازسال آبی 75 – 74 تا کنون رقوم ارتفاعی سطح تراز آب دریاچه ارومیه سیر نزولی پیدا کرده و در طول سالهای اخیر آب دریاچه بالاتر از شش متر کاهش داشته است که نیاز به یک عزم ملی و منطقه‌ای برای نجات این اکوسیستم با ارزش و بحران زده است.

بنا بر تحقیقات انجام شده از 12 سال پیش تاکنون نمودار تراز آب پارک ملی دریاچه ارومیه رو به پایین است و مطالعات مدیریت زیست بوم حوضه آبریز دریاچه ارومیه که با همکاری بانک جهانی به اتمام رسیده، نشان می‌دهد دریاچه ارومیه به عنوان دومین دریاچه شور جهان تا کمتر از 20 سال آینده با بحران شدیدی مواجه خواهد شد.

پارک ملی دریاچه ارومیه با ویژگی‌های خاص خود بعد از دریاچه شور بحرالمیت در دنیا به عنوان دومین دریاچه شور و بزرگ در جهان به شمار می‌رود، این دریاچه به عنوان بزرگترین تالاب دایمی با دارا بودن 102 جزیره بزرگ و کوچک در استان قابلیت‌های زیادی را در دل خود جای داده است.

مساحت این دریاچه بیش از 570 هزار هکتار است. با به خطر افتادن وضعیت این دریاچه علاوه بر تهدیدات زیست محیطی استان، حیات گونه‌های با ارزش و نادر کشور از جمله گوزن زرد ایرانی و... نیز به خطر خواهد افتاد.

به کمپین

"تلاش برای نجات دریاچه ارومیه"

 بپیوندید

http://www.persianpetition.com/sign.aspx?id=b337abd3-5cf5-4831-b85e-4b8d3b1279c8

*** به عکس های تکان دهنده از دریاچه در بخش پیوندهای روزانه نگاه کنید.

برای امضا در ایران به فیلتر شکن احتیاج دارید . چرا که پرشین پتیشن فیلتر شده است . برای از دست ندادن امضا ها هر چند روز یک فایل پشتیبان تهیه می کنم.

 

آسوشیتدپرس در گزارشی تفصیلی به بررسی نقش مهم دریاچه ارومیه در اقتصاد محلی شمال غرب ایران پرداخت و نوشت سومین دریاچه بزرگ آب شور جهان در حال تبدیل شدن به شوره‌زار است .

 آسوشیتدپرس با اشاره به این كه دریاچه ارومیه سومین دریاچه بزرگ آب شور جهان به شمار می رود نوشت: افراد محلی كه مسافران را با قایق بر روی این دریاچه می چرخانند می دانند كه امسال دیگر نمی توانند صدها گردشگر و مسافر را با قایق برای لذت بردن از جاذبه های گردشگری دریاچه ارومیه در این دریاچه حركت دهند .

یك فرد محلی در این باره گفت: نگاه كنید قایق گیر كرده است . قایق دیگر بیشتر از این نمی تواند حركت كند .
وی در عین حال به كف دریاچه ارومیه اشاره می كند كه مملو از نمك و شوره زار شده است .

دریاچه ارومیه زیستگاه انواع جانوران آبزی طی سالهای اخیر بیش از 60 درصد منابع آبی خود را از دست داده است و به شوره زار تبدیل شده است . به اعتقاد كارشناسان محیط زیست این دریاچه طی سالهای آینده به طور كامل خشك خواهد شد . آن ها سوء مدیریت در زمینه سیاستهای آبرسانی و تخریب رودخانه های بالا دست را از مهمترین علل كاهش شدید منابع آبی دریاچه ارومیه می دانند .

بر اساس این گزارش دو سال پیش برخی مردم محلی بخش مهمی از درامد خود را از راه تور های مسافرتی برای گردشگران دریاچه ارومیه به دست می آوردند . ولی از زمانی كه خشكسالی دریاچه ارومیه تشدید شده و شوری آب این دریاچه به شدت افزایش یافته است قایق ها تنها 10 دقیقه قادر به حركت در دریاچه هستند و بنا براین آن ها این شغل را به زودی از دست خواهند داد .

یك فرد محلی گفت: مسافران و گردشگران از این سفر و تور خسته كننده لذت نمی برند . مسافران باید صدها متر را از كف شوره زار دریاچه بگذرند تا به قایق برسند .بسیاری از قایق رانان قایق های خود را پارك كرده و در خانه های خود هستند .

در ماه آوربل مقامهای ارومیه فعالیت اسكله گلمانخانه را به علت كمبود شدید آب متوقف كردند. عمق آب در عمیق ترین مناطق این اسكله به كمتر از 2 متر رسیده بود . وضعیت در اسكله های شرفخانه و اسلامی نیز به همین ترتیب بوده است .

خشكسالی دریاچه ارومیه همچنین تاثیر منفی شدیدی بر فعالیت هتلها و سایر فعالیتهای مربوط به گردشگری داشته است . از زمانی كه مسافران و گردشگران داخلی و خارجی تمایل چندانی برای سفر به دریاچه ارومیه ندارند پروژه های ساخت هتل در ارومیه متوقف شده است .

علاوه بر بخش گردشگری گسترش خشكسالی دریاچه ارومیه تهدید جدی علیه كشاورزی مناطق شمال غرب ایران به شمار می رود . وزش توفان و بادهای شدید موجب انتقال نمك به مزارع كشاورزی منطقه می شود . بسیاری از كشاورزان اكنون به شدت نگران آینده زمینهای خود هستند . این زمینها طی قرن های گذشته به لحاظ تولید سیب درختی، انگور، بادام، پیاز و سیب زمینی شهرت زیادی داشته است .

مسعود محمدیان كارشناس كشاورزی در این باره گفت وزش این بادها نه تنها تاثیرات منفی زیادی بر مناطق اطراف دریاچه ارومیه خواهد داشت بلكه به كشاورزی مناطق دور تر نیز آسیبهای جدی وارد خواهد كرد .

سلمان ذاكر نماینده ارومیه در مجلس نیز هشدار داد با ادامه روند كنونی خطر سونامی شوره زار در دریاچه ارومیه به شدت رو به افزایش است .
وی افزود با خشك شدن دریاچه ارومیه در دو تا پنج سال آینده بیش از هشت تا ده میلیارد تن نمك زندگی مردم منطقه را به شدت تهدید خواهد كرد .

مسعود پزشكیان عضو شورای شهر تبریز نیز تاكید كرد دریاچه ارومیه در حال خشك شدن است ولی نه مقامهای دولتی و نه مقامهای محلی كار خاصی انحام نمی دهند .
اكنون سوال این است كه این فاجعه زیست محیطی چگونه توسعه می یابد و در شرایط كنونی چه باید كرد ؟ گزارشهای رسمی نشان می دهد عوامل اصلی خشكی دریاچه ارومیه خشكسالی ده سال گذشته و افزایش بیش از حد از منابع آبی رودخانه های بالا دست دریاچه ارومیه برای مصارف كشاورزی است .

نخستین هشدارها در خصوص خشك شدن دریاچه ارومیه اواخر دهه 1990 میلادی مطرح شده است . علی رغم این هشدارها دولت به ساخت 35 سد بر رودخانه های بالا دست دریاچه ارومیه ادامه داد . احداث جاده بین ارومیه تبریز از روی دریاچه ارومیه نیز در این مساله بی تاثیر نبوده است . هیچ گونه مطالعات زیست محیطی در خصوص اجرای این پروژه انجام نشده و كارشناسان محیط زیست بر این باورند كه احداث این جاده موجب اختلال در روند گردش منابع آبی دریاچه ارومیه شده است .

ناصر عاق استاد دانشگاه سهند تبریز در این باره گفت كارشناسان بر این باور بودند كه دوره خشكسالی ده ساله دریاچه ارومیه فرا رسیده است ولی پس از گذشت این ده سال خشكسالی همچنان ادامه یافته است .

اوایل دهه 2000 میلادی تحقیقات دانشگاهی نشان داد دریاچه ارومیه با سرنوشت مشابه دریاچه آرال در قزاقستان و ازبكستان روبرو شده است. شوروی سابق در دهه 1960 میلادی با اجرای پروژه های آبرسانی موجب كاهش شدید منابع آبی دریاچه آرال شد و حجم این دریاچه اكنون به كمتر از یك دهم دهه 1960 رسیده است .
دولت ایران در ماه آوریل برنامه سه مرحله ای را برای نجات دریاچه ارومیه اعلام كرد كه شامل باروری ابرها برای افزایش بارش باران در منطقه، كاهش مصرف آب و سیستم آبیاری و افزایش عرضه آب به دریاچه ارومیه بوده است .

برخی كارشناسان این گونه اقدامات دولت ایران را تنها نوعی اقدام سمبلیك می دانند و بر این باورند كه بهترین راهكار برای نجات دریاچه ارومیه در شرایط كنونی استفاده از آبهای ذخیره شده در پشت سدها است . منابع آبی رودخانه های بالا دست دریاچه ارومیه مهمترین نقش را در ادامه حیات این دریاچه خواهد داشت .

اسماعیل كهرم استاد دانشگاه آزاد تهران در این باره گفت احداث سد ها طی سالهای گذشته تاثیر منفی زیادی بر دریاچه ارومیه داشته است . سه پنجم منابع آبی دریاچه ارومیه خشك شده است و میزان شوری آب دریاچه ارومیه به 350 میلی گرم در هر لیتر رسیده است . این رقم در دهه 1970 به 80 میلی گرم رسیده بود .
وی افزود دولت باید اجازه دهد تا 20 درصد آب سدها به دریاچه ارومیه سرازیر شود . مصطفی قنبری دبیر شورای حفاظت از دریاچه ارومیه تاكید كرد انتقال آب از دریای خزر تنها راه نجات دریاچه ارومیه خواهد بود . ولی با توجه به بعد مسافت اجرای این پروژه مستلزم هزینه های بسیار زیادی خواهد بود .

یك راننده تاكسی در ارومیه از طرح دولت برای باروری ابرها ابراز رضایت می كند و می گوید این تصمیم خوبی است . هر شب به ابرهای تیره ای كه می آید نگاه می كنم و به خانواده ام می گویم به زودی باران خواهد بارید . البته یك روزنامه نگار بر این باور است كه طرح باروری ابرها كه از سوی دولت مطرح شده بیشتر شبیه یك نمایش است و بارش بارانهای اخیر نیز بیشتر فصلی و موسمی بوده است .

                                                                                      برگرفته از:http://chychest.blogfa.com/




نقد اینجا بدون من

تاریخ:دوشنبه 14 شهریور 1390-10:58 ق.ظ

ناکامی آدم هایی شیشه ای

بهرام توکلی از آن جمله کارگردانانی است که توانسته در این سال‌ها به کیفیتی ثابت و قابل توجه در فیلمسازی دست پیدا کرده و سیر صعودی را طی کند. او در سه اثر خود نشان داده به خوبی با قواعد سینما آشناست و می‌داند چگونه از ابزار و امکاناتش کمک بگیرد تا بتواند دنیای درونی آدم‌ها را به تصویر بکشد. او که تجارب موفق پابرهنه در بهشت و پرسه در مه را در کارنامه دارد توانسته در سومین اثرش با اقتباس از متنی قوی و آشنا که نوشته تنسی ویلیامز امریکایی است دوباره به درون شخصیت‌هایش نفوذ کند و بیننده را با ذهنیات آن‌ها درگیر نماید.

کارگردان با کمال مهارت و هوشمندی با داستانی ساده و ایده‌ای یک خطی، روایتی مرثیه‌وار از مشکلات و درد نهان انسان‌های امروز را ارائه می‌دهد. رویاهایی که آدم‌ها مدام با آن ها گلاویزند و تبدیل به دردی شده آمیخته از خواستن‌ها و نتوانستن‌ها. به عبارتی این همان دغدغهٔ تغییر در انسان مدرن است برای بهتر شدن. این نوع نگاه به خوبی در سه اثر توکلی یافت می‌شود. در پابرهنه در بهشت، یحیی در شمایل طلبه ای جوان برای فرار از فضای معمول و مرسوم در حوزه علمیه و یافتن خود به آسایشگاه و قرنطینه بیماران ایدزی می‌رود و در پرسه در مه، امین برای تغییر و رهایی از بحران روحی‌اش انگشت خود را قطع می‌کند و در اینجا بدون من، شاهد مادر و دو فرزندش هستیم که در تلاش‌اند وضعیت بحرانی و دشوار گذشته را جبران کرده و با آینده‌ای بهتر وضعیت نابسامان خود را التیام بخشند، از همین رو است که مادر (فاطمه معتمدآریا) از احسان (صابر ابر) می خواهد برای یلدا (نگار جواهریان) خواستگار بیاورد.

این بار هم، همانند آثار قبلی کارگردان فیلم با مونولوگ‌های شخصیت اصلی داستان و از زاویه نگاه اول شخص شروع می‌شود. کم‌کم با شخصیت‌های فیلمنامه و محیط زندگی‌شان آشنا شده و به درکی درست از آن‌ها می‌رسیم. درست در زمانه‌ای که به ندرت شاهد شخصیت‌پردازی در سینمای ایران هستیم و عمدتاً با کاراکترهایی بی‌جان روبه‌رو می‌شویم. احسان را در انبار لوازم یدکی، مادر را در کارخانه مواد غذایی و یلدا را داخل دستشویی در حین تمیز کردن حیوانات شیشه‌ای می‌بینیم. پلان‌هایی ثابت از تخت‌خواب، کتری آب بر روی بخاری، چرخ خیاطی، تختی کهنه بر روی ایوان، کاناپهٔ ساده و تاقچه ای که عکس پدر بر روی آن قرار گرفته و ما هیچ وقت او را در فیلم نمی‌بینیم.

یک بار دیگر توکلی در فضایی سرد و یکدست روایتگر تعلیق و دودلی شخصیت‌هایش است و گاه با شکست زمان و مونولوگ‌های احسان بیننده را همراه او راهی سفر ذهن می‌کند تا بین تخیل و واقعیت مردد بماند. گاهی هم با صدای رعد و برق دلهرهٔ توهمی سرشار از بی‌سرانجامی‌ها را به دلش می‌اندازد و به یکباره احساس می‌کند همهٔ شخصیت‌های فیلم در خوابی ابدی فرو رفته‌اند. بر خلاف تجربه‌های قبل این بار داستان و نوع روایت، به مراتب ساده و روان‌تر است و کارگردان توانسته خانواده‌ای از طبقه متوسط جامعه را بسیار واقعی و باورپذیر به تصویر بکشد. طوری که بیننده به راحتی با داستان و شخصیت‌ها همراه شده و استیصال مادر، نگرانی احسان و پریشانی یلدا را درک می‌کند و قطره‌های اشکش جاری می‌شود.

آماندای نمایشنامه باغ شیشه‌ای در «اینجا بدون من» مادری است رنجور که برای رسیدن به تعادلی نسبی و شرایطی بهتر سخت کار می‌کند و علاوه بر شغل دوشیفته‌اش در کارخانه، لوازم آرایشی هم می‌فروشد. اگر چه گذشتهٔ او لبریز از سرخوردگی‌ها است اما تلاش می‌کند دختر معلولش را سرپا نگه دارد تا روزی سرانجام ازدواج و زندگی خوش او را ببیند. زندگی او سرشار از ظاهرسازی است از خاطرات سر میز غذا بگیرید تا پخش موسیقی قدیمی (تصنیف شب انتظار داریوش رفیعی)، تغییر کاناپه، کفش‌های پاشنه بلند یلدا و غلوهای بی حد و اندازه درباره او برای خواستگاری (پارسا پیروزفر) که هنوز نمی‌داند یلدا را پسندیده یا نه. اما انگار خودش فهمیده این‌ها نتیجه‌ای ندارد تا آنجا که از احسان سیگار طلبیده و با او از پیشنهادش دربارهٔ خودکشی سخن می‌گوید.

احسان هم از این وضعیت خسته است و از آنجا که سودایش نویسندگی در سینما است، می‌خواهد سفر کند یا بهتر بگویم از شرایط موجود فرار کند تا هم به علاقه‌اش برسد و شاهد فشار زندگی بر مادر و خواهرش نباشد. شاید راهی که سالیانی قبل پدرش رفته است. اینجاست که با ورود دوستش رضا به قصه شرایط برای خانواده احسان تغییر می‌کند و با دیدن سکانسی صمیمی از شام خوردن آن‌ها سر میز منتظریم تا ازدواج یلدا و رضا را جشن بگیریم که یکباره آب سردی وجودمان را به لرزه درمی‌آورد و می‌فهمیم رضا نامزد دارد و فضایی غمبار بر فیلم حاکم می‌شود.

»اینجا بدون من» روایتی است ایرانی از نمایشنامه باغ وحش شیشه‌ای که به همراه اتوبوسی به نام هوس از بهترین نوشته‌های تنسی ویلیامز به حساب می‌آیند. ویژگی قابل توجه فیلم اقتباس خوب توکلی و دقت او در انتقال متن از واژه به تصویر است. متأسفانه با وجود منابع عظیم و متون ادبی فاخر فیلمنامه‌های اقتباسی در سینمای ما انگشت شمارند. اینجا بدون من از آن جهت مهم و قابل احترام است که نویسنده توانسته با رعایت فراز و فرودهای متن اصلی شخصیت‌ها، موقعیت‌ها و دیالوگ‌ها را به شکلی ایرانی طراحی کند و با اجتناب از حاشیه‌روی‌های بی مورد قصه را کنترل کند تا یک پلان اضافی هم مخاطب را آزار ندهد. البته شاید آمدن دوباره رضا به خانه احسان برای خواستگاری یلدا، بهبودی حال یلدا و موافقت مادر و احسان با ازدواج یلدا کمی غیرمنطقی به نظر می‌رسد که با عنایت به فضای کلی فیلم و تخیلات احسان قابل توجیه است.

در این بین لحاظ برخی ریزه‌کاری‌ها در فیلم جالب توجه است مانند ته‌دیگ‌های غذا، پاک کردن آرایش یلدا، جمله عزیزجون، غذا درست کردن مادر و سکانس گفت‌و‌گوی مادر و یلدا در رخت‌خواب. همچنین تکرار برخی مولفه‌ها که در آثار قبلی کارگردان دیده‌ایم مانند بوق ممتد تلفن زمانی که احسان تلاش می‌کند به یلدا غذا بدهد شبیه همان بوق پرسه در مه است، صدای غرش رعد و برق‌ها که در دو اثر قبلی او هم بود، چراغ نفتی که در پابرهنه در بهشت دیدیم و یا پن‌های حرکتی نرم برای تغییر لوکیشن. همه این‌ها اینجا بدون من را به اثری دیدنی و قابل توجه تبدیل کرده است.

 مسعود زارعیان-      http://siasefeed.blogfa.com/post-31.aspx                                    




صادق هدایت

تاریخ:پنجشنبه 10 شهریور 1390-03:48 ب.ظ


زندگی‌نامه صادق هدایت

صادق هدایت در سه شنبه 28 بهمن ماه 1281 در خانه پدری در تهران تولد یافت. پدرش هدایت قلی خان هدایت (اعتضادالملك)‌ فرزند جعفرقلی خان هدایت(نیرالملك) و مادرش خانم عذری- زیورالملك هدایت دختر حسین قلی خان مخبرالدوله دوم بود. پدر و مادر صادق از تبار رضا قلی خان هدایت یكی از معروفترین نویسندگان، شعرا و مورخان قرن سیزدهم ایران میباشد كه خود از بازماندگان كمال خجندی بوده است. او در سال 1287 وارد دوره ابتدایی در مدرسه علمیه تهران شد و پس از اتمام این دوره تحصیلی در سال 1293 دوره متوسطه را در دبیرستان دارالفنون آغاز كرد. در سال 1295 ناراحتی چشم برای او پیش آمد كه در نتیجه در تحصیل او وقفه ای حاصل شد ولی در سال 1296 تحصیلات خود را در مدرسه سن لویی تهران ادامه داد كه از همین جا با زبان و ادبیات فرانسه آشنایی پیدا كرد.

در سال 1304 صادق هدایت دوره تحصیلات متوسطه خود را به پایان برد و در سال 1305 همراه عده ای از دیگر دانشجویان ایرانی برای تحصیل به بلژیك اعزام گردید. او ابتدا در بندر (گان) در بلژیك در دانشگاه این شهر به تحصیل پرداخت ولی از آب و هوای آن شهر و وضع تحصیل خود اظهار نارضایتی می كرد تا بالاخره او را به پاریس در فرانسه برای ادامه تحصیل منتقل كردند. صادق هدایت در سال 1307 برای اولین بار دست به خودكشی زد و در ساموا حوالی پاریس عزم كرد خود را در رودخانه مارن غرق كند ولی قایقی سررسید و او را نجات دادند. سرانجام در سال 1309 او به تهران مراجعت كرد و در همین سال در بانك ملی ایران استخدام شد. در این ایام گروه ربعه شكل گرفت كه عبارت بودند از: بزرگ علوی، مسعود فرزاد، مجتبی مینوی و صادق هدایت. در سال 1311 به اصفهان مسافرت كرد در همین سال از بانك ملی استعفا داده و در اداره كل تجارت مشغول كار شد.

در سال 1312 سفری به شیراز كرد و مدتی در خانه عمویش دكتر كریم هدایت اقامت داشت. در سال 1313 از اداره كل تجارت استعفا داد و در وزارت امور خارجه اشتغال یافت. در سال 1314 از وزارت امور خارجه استعفا داد. در همین سال به تامینات در نظمیه تهران احضار و به علت مطالبی كه در كتاب وغ وغ ساهاب درج شده بود مورد بازجویی و اتهام قرار گرفت. در سال 1315 در شركت سهامی كل ساختمان مشغول به كار شد. در همین سال عازم هند شد و تحت نظر محقق و استاد هندی بهرام گور انكل ساریا زبان پهلوی را فرا گرفت. در سال 1316 به تهران مراجعت كرد و مجددا در بانك ملی ایران مشغول به كار شد. در سال 1317 از بانك ملی ایران مجددا استعفا داد و در اداره موسیقی كشور به كار پرداخت و ضمنا همكاری با مجله موسیقی را آغاز كرد و در سال 1319 در دانشكده هنرهای زیبا با سمت مترجم به كار مشغول شد.

در سال 1322 همكاری با مجله سخن را آغاز كرد. در سال 1324 بر اساس دعوت دانشگاه دولتی آسیای میانه در ازبكستان عازم تاشكند شد. ضمنا همكاری با مجله پیام نور را آغاز كرد و در همین سال مراسم بزرگداشت صادق هدایت در انجمن فرهنگی ایران و شوروی برگزار شد. در سال 1328 برای شركت در كنگره جهانی هواداران صلح از او دعوت به عمل آمد ولی به دلیل مشكلات اداری نتوانست در كنگره حاضر شود. در سال 1329 عازم پاریس شد و در 19 فروردین 1330 در همین شهر بوسیله گاز دست به خودكشی زد. او 48 سال داشت كه خود را از رنج زندگی رهانید و مزار او در گورستان پرلاشز در پاریس قرار دارد. او تمام مدت عمر كوتاه خود را در خانه پدری زندگی كرد.
 
                                                                                                            برگرفته از سایت رسمی دفتر هدایت           



جبهه ملی اروپا از شاپور بختیار اعاده حیثیت کرد

تاریخ:جمعه 4 بهمن 1387-10:34 ق.ظ

جبهه ملی اروپا از شاپور بختیار اعاده حیثیت کرد



شهروند / جواد طالعی
07 03 2008 /

جبهه ملی اروپا در تحلیلی به مناسبت بیست و نهمین سالگرد انقلاب بهمن ۵۷ ضمن بررسی نقش پیچیده جبهه ملی ایران، نوشت که دکتر شاپور بختیار در میان رهبران آن زمان این تشکیلات، خطر استبداد مذهبی را بیش از دیگران احساس می کرد و به همین دلیل نه تنها حاضر به همراهی با جریان مذهبی نشد، بلکه پیشنهاد سمت نخست وزیری را از شاه پذیرفت.به این ترتیب، برای نخستین بار، یک شاخه جبهه ملی، به صراحت از شادروان شاپور بختیار اعاده حیثیت می کند. واکنش جبهه ملی داخل کشور و سایر شاخه های آن در خارج از کشور، در برابر این تحلیل، هنوز روشن نیست. اما این واکنش هرچه باشد، در حقیقتی که در بیانیه شاخه اروپا نهفته است، تغییری ایجاد نمی کند.دکتر شاپور بختیار، یک شب پیش از اعلام رسمی مقام نخست وزیری، در خانه خود، با اعضای هیئت مدیره سندیکای نویسندگان و خبرنگاران مطبوعات به گفت و گو نشست. در آن زمان، مرحوم محمدعلی سفری، محمد خوانساری، مرحوم جلیل خوشخو، هرمز مالکی و جواد طالعی اعضای اصلی هیئت مدیره سندیکا را تشکیل می دادند و در این نشست حضور داشتند. این هیئت، اعتصاب بزرگ مطبوعات کشور را رهبری می کرد که تا آن شب ۶۳ روز را پشت سر نهاده بود.دکتر بختیار، برای پذیرش پست نخست وزیری شاهی که مجبور به ترک کشور شده بود، سه شرط تعیین کرده بود: آزادی کامل مطبوعات، آزادی همه زندانیان سیاسی و انحلال ساواک. او، در مذاکره با اعضای هیئت مدیره سندیکای نویسندگان و خبرنگاران مطبوعات، اعلام کرد که قصد دارد صبح روز بعد مسئولیت نخست وزیری کشور بحران زده را رسما به عهده بگیرد. اما شرطش آن است که در همین روز مطبوعات نیز به اعتصاب خود پایان بدهند و کار خود را از سر گیرند. شادروان بختیار، خطاب به اعضای هیئت مدیره سندیکا گفت: "در مقام نخست وزیر کشور به شما می گویم: هر مقام لشگری و کشوری که برخلاف خواست جامعه مطبوعات پا به حریم روزنامه ها گذاشت، او را، بی درنگ و با مسئولیت من بیرون بیاندازید. من، از فردا نخست وزیر این کشورم. هرچه دلتان می خواهد و با هرزبانی که صلاح می دانید، از من انتقاد کنید. من، در سراسر زندگی ام، نه تنها در ایران، که حتی در فرانسه، به خاطر استقرار آزادی مبارزه کرده ام و در این سال های دراز هیچ پستی را در دستگاه استبداد سلطنتی ایران نپذیرفتم. امروز، اما سکان این کشتی توفان زده را به دست می گیرم، زیرا عمیقا می دانم که نعلین ملاها حتی از چکمه نظامیان خطرناک تر است. آن ها می روند که تمامی سرنوشت کشور را به دست بگیرند و من به شما اطمینان می دهم که نخستین قربانیان استبداد مذهبی خود شما هستید که ماه ها است از منافع شخصی و صنفی خود گذشته اید و برای استقرار آزادی مبارزه کرده اید. همه ما باید تلاش کنیم که کشورمان از استبداد سلطنتی به دام استبداد مذهبی نیفتد که از آن هم پایدارتر و خطرناک تر خواهد بود".پیش بینی بختیار، ظرف شش ماه پس از انتقال قدرت سیاسی به آیت الله خمینی و طرفدارانش تحقق یافت: اکثریت نویسندگان و خبرنگاران کیهان اخراج شدند، روزنامه های آیندگان و پیغام امروز در کنار دهها نشریه دیگر توقیف شدند و با این که تحریریه اطلاعات زیر نظارت حجت الاسلام دعائی و به سردبیری شمس آل احمد می کوشید همراه با روحانیت پیش برود، در این موسسه نیز گروهی تصفیه شدند.ظرف بیست و نه سال گذشته، هیچیک از اعضای هیئت مدیره وقت سندیکای نویسندگان و خبرنگاران که در ایران زندکی می کنند، خاطره خود را از این دیدار منتشر نکردند. حتی محمد علی سفری، در کتاب دوجلدی خود "قلم و سیاست" به اظهارات هوشیارانه دکتر بختیار اشاره نکرد. محمد علی سفری، وکیل دادگستری و روزنامه نگار سرشناس، چند سال پیش، در کهنسالی، یک روز پس از تحمل بازجوئی های توام با توهین و تهدیدها اداره اماکن، سکته کرد و جان باخت.جبهه ملی اروپا، در بیانیه خود، نقش جبهه ملی را در تحولات دوران انقلاب چنین تحلیل کرده است: "بخشی از این تشکل، که همیشه از طریق بازار پای در اعماق اجتماع داشت، نجات ایران را از استبداد، در انقلاب اسلامی می دید و بی پروا از آن حمایت می کرد. دو بخش دیگر، به رهبری روحانیت در انقلاب، به دیده تردید می نگریست و با آن مخالفت می کرد. دکتر کریم سنجابی و اکثریت رهبری جبهه ملی، تمایلی به ماندگاری رژیم پهلوی نشان نمی دادند و می کوشیدند حرکت توده ای را به سمتی هدایت کنند که حاکمیت ملت برقرار شده و شعار استراتژیک و دیرینه جبهه ملی ایران، یعنی "آزادی، استقلال و عدالت اجتماعی" متحقق گردد.دکتر شاپور بختیار اما خطر استبداد مذهبی را بیش از دیگران احساس می کرد ... به رغم اصلاحات چشمگیری که وی در دوران کوتاه نخست وزیری اش انجام داد، با کارشکنی های فراوانی مواجه گردید. از جبهه ملی اخراج شد و ابراهیم یزدی و صادق قطب زاده، کوشش های مهندس بازرگان را برای مصالحه وی با آیت الله خمینی و گذار آرام به حکومت مردمی نقش بر آب کردند...."جبهه ملی اروپا، در پایان بیانیه خود، ضمن تاکید بر ضرورت کنار زدن استبداد مذهبی حاکم، که کشور را به بحرانی ترین شرایط داخلی و خارجی کشانده است، "آزادی، استقلال، عدالت اجتماعی، جدائی دین از حکومت و انتخابات آزاد" را شعاری می داند که باید راهنمای مبارزات امروزین و آینده مردم ایران باشد.جبهه ملی اروپا، نخستین همایش خود را، حدود شش ماه پیش، در شهر کلن برگزار کرد. حدود 60 تن از هواداران مقیم اروپا و آمریکای جبهه ملی در این همایش شرکت کردند و هیئت دبیران تازه ای را برگزیدند که بخش قابل توجهی از آنان را نیروهای جوان تشکیل می دادند. این نشست، پیشاپیش با مخالفت چندتن از چهره های کهنسال جبهه ملی روبرو شد که معتقد بودند در شرایط فعلی درها نباید به روی نیروهای کم تجربه و جوان گشوده شود. اما تشکیلات داخل کشور جبهه ملی، با ارسال پیام هائی، از این نشست پشتیبانی کرد. در همان نشست اعلام شد که تشکیلات داخل کشور نیز، به زودی انتخابات خود را برگزار می کند و قصد دارد کارها را به نیروهای جوانتر بسپارد. احتمالا، تحلیل فعلی جبهه ملی اروپا به بحث های تازه ای در میان هواداران راه دکتر مصدق دامن خواهد زد، زیرا برخی از آنان، هنوز هم پذیرش حکم نخست وزیری شاه را از سوی بختیار، در آن شرایط تاریخی نادرست می دانند.



مرغ طوفان شاپور بختیار

تاریخ:جمعه 4 بهمن 1387-10:08 ق.ظ

مرغ طوفان کجایی


خواهشمندیم امضا کنید

تاریخ:پنجشنبه 3 بهمن 1387-09:34 ق.ظ

 

برای به ثبت رساندن نوروز به عنوان جشن ملی

 ایرانیان در تقویم سازمان ملل به امضا های شما

 نیازمندیم.به این لینک بروید و امضا کنید.

http://www.petitiononline.com/Norouz/petition.html




نظرات

تاریخ:شنبه 9 آذر 1387-09:04 ب.ظ

برای بهتر شدن وبلاگ مارا از نظرات خود بهره مند نمایید.




زرتشت

تاریخ:یکشنبه 19 آبان 1387-10:01 ب.ظ

سخنی از حضرت زرتشت

به جهان چشم گشودن در دست ما نیست و از آن چشم


بستن هم در دست ما نیست ولی به جهان با چشم باز نگریستن

 چرا !






  • تعداد صفحات :2
  • 1  
  • 2  


Admin Logo
themebox Logo